تبلیغات
کلبه تنهایی من - زنی آکنده از درد

کلبه تنهایی من

هر جا چراغی روشنه؛از ترس تنها بودنه...ای ترسِ تنهاییه من، اینجا چراغی روشنه

زنی آکنده از درد

فقط میدانم من یک زنم

من یک زنم؛
انتخاب میشوم
... و انتخاب میکنم از انتخاب کنندگان

روسری من عفت من است !

و موهای من میلرزاند پایه های زندگی را !

من یک زنم؛

عاشق میشوم پس هرزه ام

و مرد من عاشق میشود.. عاشق میشود و باز عاشق میشود

و بین عشقهایش انصاف تقسیم میکند !!

من یک زنم؛


و بهشت زیر پای من اویزان میماند !

من یک زنم؛

تنم زخمی تازیانه تهمت و فحاشی است

بر صورتم سیلی میکوبم تا سرخ شود از ابرو..

نمیدانم شریعت است یا عرف

فقط میدانم یک زنم

زنی اکنده از د ر د ....


+ نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد 1392 ساعت 01:15 ق.ظ توسط tanha | نظرات()