تبلیغات
کلبه تنهایی من - شعر: تنهایی

کلبه تنهایی من

هر جا چراغی روشنه؛از ترس تنها بودنه...ای ترسِ تنهاییه من، اینجا چراغی روشنه



می‌ترسم از تنهایی

وقتی جای دست دوست

خالی‌تر از خیال رهایی است

وقتی که دستم

خالی‌تر از چشم‌های خداست

بی تو می‌ترسم عزیز

پا به پای این شب‌ها

از دست می‌روم

کار من شده:

شب را به صبح برسانم

صبح را به مرگ…

کاش آخر قصه

دست تو

این پلک خسته را ببندد